دو دوست
01 دی 1395 توسط زینب مرادی
دو دوست از شهري به شهري ديگر سفر مي كردند ؛در طول سفر،يكي از آنان در رودخانه افتاد ،آن ديگري در آب پريد و او را از غرق شدن نجات داد .دوستي كه چيزي نمانده بود خدمتكارش را واداشت تا روي سنگي حك كند :«مسافر !در اين مكام ،«نجيب »زندگي خود را به خطر انداخت… بیشتر »